|
IRAN National-Socialist Workers Party
|
پیشینه ی سومکا
حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران ( سومکا ) از باهماد هایی است که در دهه 30 همزمان با ملی شدن صنعت نفت در ایران، پا به میدان سیاست گذارد. متأسفانه در تاریخ نوشته ها و چاپاک نوشته هایی که در زمینه ی ملی شدن صنعت نفت نوشته و چاپ میشود بسیار کم به نقش ِ باهمادهای دست راستی همچون حزب ملت ایران ،حزب پان ایرانیسم و حذب سومکا پرداخته میشود . و در نامه هاو نوشته ها ی کلاسیک نیز (همچون ایران بین دو انقلاب ، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران ) بیشتر به نقش حزب توده پرداخته شده . در حالیکه اینگونه باهماد ها در پیشبرد هدف ملی در آن زمان نقش بسزایی داشتند .حزب سومکا نیز از آن دسته گروههای سیاسی است که نام آن به گوش کمتر کسی خورده و حتی بسیاری از دانشجویان ِ تاریخ و علوم سیاسی از هستی یک حزب نازی در ایران ناآگاهند .
در نوشته های ِ تاریخی ِ نو اندک اندک گرایشی به شناسایی ی این گروه سیاسی دیده میشود . که تلاشی است هنائیده در راستای پر کردن خلأ موجود. نوشته های زیر از نامه هایی هستند که در آن ها کمابیش به رویه ی ِ گسترده یی پیرامون ِ باهماد ِ سومکا قلمفرسایی شده:
وزیر خاکستری صفا الدین تبرائیان
- حذب سوسیالیست ملی ایران (سومکا) غلامرضا عزیزی
- ناکامان کاخ سعد آباد خسرو معتضد
- جنگ نفت روی شن های داغ خسرو معتضد
- ...
همانگونه که می بینید نوشته های انگشت شمار ی پیرامون این مسئله نگاشته شده . و تازه از همین نوشته های بالا نیز تنها یک مورد آن به رویه ی ِ جداسرانه به این مهم پرداخته . در نوشتار های زیر تلاش میشود تا زمینه یی برای آشنایی بیشتر با پیشینه و خواسته ی ناسیونال سوسیالیست های ایرانی فراهم آید . باشد که در آینده تلاش ها و کوشندگی های بیشتری در این زمینه دیده شود. و این برگ از تاریخ کشورمان بیشتر از پیش برای هم میهنانمان آشکار شود.
***
« سومکا » کوتاه شده ی ِ باهماد سوسیالیست ملی کارگران ایران است. در سال 1331 به وسیله شادروان دکتر داوود منشی زاده (1310- 1368 ) و پیشگامی ی یاران وی همچون منوچهر امیر مکری ،منوچهر فروتن،پرویز فروتن ،حسین ضرابی و... بنیان گذارده شد. فلسفه ی این باهماد بر پایه همان ناسیونال سوسیالیسم( نازیسم ) هیتلری بود. دکتر منشی زاده آموزش دیده ی آلمان و از اندامان حذب نازی در آلمان بود .
بقدرت رسیدن هیتلر در آلمان برابر بود با به روی کار آمدن رضا شاه در ایران ، رضاشاه پهلوی فردی ناسیونالیست به گرایش های آرکائلیست(باستانگرایانه ) بود. وی سال ها پیش از آشنایی با مرام آدولف هیتلر و نازی ها به برتری ی ِ نژاد آریا باور داشت .پس از آشنایی با انگاره های نازی ها گرایش رضاشاه به آلمان نازی و هیتلر بیشتر شد .دشمنی ذاتی ملت ایران با روس و انگلیس نیز شوندی شد تا گرایش ایرانی ها و رضاشاه به آلمان نازی بیشتر شود.
در طی سال های ِ جنگ جهانگیر ِ دوم ایرانیان به شوندهای ِ تاریخی،نژادی ،سیاسی و اندازه ی داری (economic) در کنار ملت آلمان قرار گرفتند.در سال های ِ 1936م. آلمان ها با تبلیغات فراوان نژاد نوردیک و مردم ایران را برادر اعلام کردند و کابینه آلمان ایرانیان را از نژاد خالص آرین دانست وتسهیلات فراوان اقتصادی در دسترس دولت ایران قرار داد . و حتی نشان صلیب شکسته (گردونه مهر) بنام نماد پیوند دو ملت آریایی شناخته شد و آلمانی ها سقف راه آهن تهران را با این سمبل آذین کردند.
این بود شمه ئی از شوند گرایش ایرانیا ن در درون مرز به نازیسم در دوران جنگ در برون مرز نیز نویسندگان ایرانی همچون صادق هدایت و بزرگ علوی کششی به نازیسم آلمانی پیدا کرده بودند. دکتر منشی زاده نیز در آن دوران به سوی ایدوئولژی ِ نیرومند ناسیونال سوسیالیزم کشیده شد .
***
دکتر داوود منشی زاده که بود ؟

دکتر منشی زاده نوه «کریم بیک » بود که در ایروان چشم به هستی گشود. کریم بیک مردی بیگانه ستیز و میهن خواه بود که با درجه سرهنگی در قشون قزاق خدمت می کرد.کارهای بیگانه ستیزانه وی سرانجام شوند آن شد که «کاساکوفسکی »رئیس روسی قزاق خانه وی رابگونه ی ناجونمردانه ئی مسموم کند .
پس از کشته شدن کریم بیک فرزندش« ابراهیم » به فراخوان کاساکوفسکی به خدمت نیروهای قزاق در آمد .وی که از چگونگی کشته شدن پدر آگاه بود در اندیشه ی ادامه راه وی می بود .
میرزا ابراهیم در دوره های پسین از بنیان گزاران «کمیته مجازات» شد از همین روی همراه سرتیپ اسد الله خان ابوالفتح زاده کلات نادری تبعید شد .و لی در میان راه سمنان و دامغان به دستور وثوق الدوله کشته شد و وانمود کردند که هر دو به هنگام گریزتیر خوردند.
داوود در 6شهریور 1293 در تهران زاده شد آموزش وی راپس از، ازدست دادن پدر مادر بزرگش به دست گرفت داوود منشی زاده در سال 1310 از سوی دولت برای آموزش به فرانسه رفت و از دانشگاه دیوژنdijon در سال 1316 لیسانس ادبیات گرفت .
منشی زاده در سال 1937 به آلمان رفت و در سال 1938 آموزشش را در رشته های اسلام شناسی و ایران شناسی وهند شناسی پیوستگی داد . در این سال در مونیخ برای یکپارچگی ایران و افغانستان تلاش می نمود و انجمن ایران و افغان را پشتیبانی و همراهی می کرد. دکتر پس از سال 1939 با بهرام شاهرخ(فرزند ارباب کیخسرو ) در رادیو آلمان (بخش فارسی )همکاری نمود.
نیاز به گفتار نیست که منشی زاده در این سال ها یکی از اندامان حزب نازی بود و رهبران حزب به او اعتماد کامل داشتند .در سال های 1940 و 41 به همکاری چاپاک های آلمانی همچون سیگنال ، دوچ دونشای و سازمان فرهنگی دوچ ترلاک ،دست یازید. در همین سال ها دکتر با سازمان تبلیغات آلمان نازی آغاز همکاری کردو در داس رایش das reich ارگان حذب نازی مطلب می نوشت .چند روز پیش ازسقوط برلین هنگامی که بلشویک ها در پشت در وازه های شهر برلین بودند. دکتر منشی زاده در حالی که جزو واپسین سر بازان ِ ارتش بود از ناحیه پا هدف ِ گلوله ی ِ توپ قرار گرفت و تا 2 سال با بیمارستان و پزشکان سر و کار داشت.وی در سال 1322 از دانشگاه برلین دکتری فلسفه و ادبیات گرفت و در سال 1326
به آموزش ایران شناسی در دانشگاه مونیخ فرا خوانده شد.همچنین در سال های 1950 بنام ِ استاد ِ مهمان در دانشگاه ِ اسکندریه به آموزش زبان پارسی پرداخت.
این بود کوتاهه یی اززندگی ِ دکتر منشی زاده پیش از آمدن به ایران. دکتر منشی زاده پس ازآمدن به میهن باهماد ِ (حزب) سومکا را پایه نهاد .- برخی میگویند این حزب در سال 1329 توسط امیر مکری و هم اندیشان وی ساخته شده بود و منشی زاده هم به این گروه پیوست-.
چهره ی منشی زاده همانندی ی بسیاری به آدولف هیتلر داشت. و حتی موی سر و صورت خود را نیز همچون هیتلر آرایش می کرد.و چون هیتلرسخنران چیره دستی بود بسیاربه بسامانی ( دسیپلین ) پا فشاری می نمود و از اندامان سومکا نیز دسیپلین حزبی چشم داشت.
منشی زاده پس از به راه انداختن سومکا با دشواریهای پولی و اندازه داری روبرو شد.
به همین جهت چاپ روزنامه ی حزبی با سختی میسّر میشد.حزب سومکا چندی با هفته نامه ی « مردان آهنین » و چندی با « شیر شرق » همکاری نمود. ولی ارگان مادر ِ حزب هفته نامه ی « سومکا » بود که با رنج و سختی بسیار چاپ میشد. و "داریوش همایون" از نویسندگان اصلی آن به شمار می رفت.اندامان باهماد سومکا با نام « هم پیمان » شناخته میشدند.برای هموندی در باهماد سومکا هرکس بایستی سوگند نامه یی را در حالیکه دستش را در جعبه ای که محتوی «خاک ایران » بود می خواند :
1 . به مرام حزب سومکا وفادار باشم.
2 . در اجرای تصمیمات حزبی از جان دریغ نکرده
3 . و در مجازات کسانیکه به مرام حزب خیانت یم کنند بفرمان حزب کوشیده
4 . تن و جان خود را از این لحظه به حذب سوسیالیست ملی کارگران ایران متعلق دانسته
5 . نسبت به پرچم و رهبر حذب سومکا تا پای جان وفادار باشم .
درفش سومکا :
درفش سومکا ،درفشی سرخ رنگ بود که در میانه ی آن دایره ای سفید رنگ نقش بسته و درون گِردی نماد هندسی ی ِ یک سیمرغ کشیده شده بود . که به رنگ سیاه می بود . هریک از گروه های سومکا نیز آرم ویژه ی خود را داشتند که شناخته ترین و زیباترین شان گروه حمله و نشان گروه جاویدان (سیمرغ شکسته ) بود .
پوشاک سومکا:
پوشاک سومکا پیراهن ِ سیاه بود (به یاد نهضت ابومسلم خراسانی ) که بازوبند حزبی بر روی بازوی دست راست بسته می شد . در ماده ی 10 آئین نامه ی هموندی مردان در حذب سومکا آمده : لباس رسمی حذب پیراهن سیاه یقه بسته با یک سر دوش روی شانه راست و دو جیب روی سینه و شلوار خاکستری و پوتین سیاه است . در ماده ی 6 آئین نامه هموندی زنان آمده : لباس گروه زنان ایران دامن خاکستری وپیراهن سیاه و کلاه حذبی است که روی آن نشان گروه زنان است.
هموندی در سومکا :
ماده 1 آئین نامه عضویت در سومکا ،می نویسد : هر ایرانی و ایرانی نژاد و هر کس که در محیط ایرانی بوجود آمده و سازگاری نژادی با ایرانی دارد می تواند عضوسومکا باشد .
به هموندان حزب «هم پیمان » گفته می شد و هم پیمانان باید هنگام برخورد به جای سلام دست راست خود را کشیده تا برابر پیشانی ،در حالیکه کف انگشتان به هم چسبیده و کف دست راست رو به زمین است ،بلند کنند ودست چپ را روی نیمه چپ کمربند قرار می دهند و «شاد ایران » میگفتند .
به رهبر حزب هنگام برخورد به جای درود و بدرود «شاد رهبر » گفته می شود و رهبر نیز در پاسخ شاد ایران می گفت.
ماده 13 آئین نامه عضویت می گوید : کلیه افراد باید در برابر افراد بالاتر خبردار بایستند ( تبصره: در خبردار حذبی پاها کشیده بوده و در حدود سی سانتیمتر از هم دور است و بدن راست )
ماده 14 همان آئین نامه آورده : استعمال کلمات تملق آمیز و تعارفی مانند بفرمائید ،بنده، عرض می کنم ، حقیر و مانند آن ها ممنوع است .
سیاست نژادی سومکا :
حزب سومکا دارای برنامه های گسترده سیاسی ، فرهنگی ،نژادی و اقتصادی است که بررسی یک یک آن ها جستاری جدا سر را می طلبد .(که در آینده انجام خواهد گرفت)در این بخش سیاست نژادی سومکا اشاره می شود . برنامه ای که شاید نیاز فوری ایران چه درآن زمان و چه در این برهه میباشد .
اخراج جهود ها وبیگانگان از همه کارها و مشاغل و مقدمات مسئولیت ها ی اجتماعی سر لوحه سیاست نژادی ناسیونال سوسیالیست های ایران می بود .
در مورد یهود می گوید : « هر کسی جهود ها را اتباع دولت ایران میپندارد که پیرو مذهب یهود هستند و نمی بینند که آن ها ملت متحدی هستند که همه چیزش برای ما بیگانه است ،تشکیل می دهد و نمی داند که آن ها بر پیکره ملل دیگر انگلی بیش نیستند»
در دنباله آن به دارائی و ثروت جهود (چه آن ها که صد ها سال است در ایران می زیند وچه آن ها که تازه از بغداد رسیده اند ) اشاره دارد که از راه ها ی فاسد و نا مشروع گِرد آمده .
سومکا خواهان این است که از کوچ جهود ها ی عرب و بیگانگان طفیلی دیگر به ایران جلوگیری شود ( به آمیغ عرب ویهود را از یک ریشه دانسته ) وخواهان رانده شدن آن ها از ایران است . در جایی به کوچ اعراب و تازیان به ایران اشاره دارد و از آن با دریغ و نگرانی یاد می کند .
در مورد حق تابعیت می گوید : هر انیرانی (anirani) تنها به نام میهمان می تواند در ایران زندگی کند وپیرو هنجارهایی خواهد بود که برای بیگانگان ساخته شده .
با ارزش تر از همه در بند 7 بخش ج می گوید : « تأمین حقوق و انجام امور ایرانیان مقدم بر امور افراد ملت های بیگانه است » .
***
در این که حزب سومکا با الهام از اندیشه های آدولف هیتلر روی گرفته شکی نیست. در بسیاری از موارد نیز سومکا از ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی نازیسم هنایش پذیرفته.
که بزرگترین آن دشمنی با دموکراسی (دیکتاتوری توده یا به تعبیر نیچه گلّه )میباشد. پیشگفتاراساسنامه حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران ،گویا تر از هر کس این مطلب را بیان می کند :
حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران بر پایه اندیشه ناسیونال سوسیالیسم استوار شده است .
چون پایه ناسیونال سوسیالیسم - این ایدئولوژی دنیای نو – بر واقعیت استوار است . چه موجودیت آن ها حقانیت آنها را ثابت می کنداین است که خود را منطبق بر واقعیت ِ حکومت بنا کرده است .
هم چنان که در طبیعت فرماندهی با موجودات نیرومند تر و برگزیده تر است ،در حزب نیز، فرماندهی به آن ها که استعداد فرماندهی دارند سپرده می شود . بنابراین سومکا از دموکراسی و رژیم انتخاباتی – این فئودالیسم جدید – که فرماندهی را به هوچی گری و پول ومیدان را به آنارشی می سپارد ،اجتناب می ورزد .